
عاشق شدم و عذاب را فهمیدم / رنجیدن و اضطراب را فهمیدم
در چشم تو عشق را ندیدم اما / معنای دل کباب را فهمیدم
هر روز خطاهای تو را بخشیدم / تا بخشش بی حساب را بخشیدم . . .

برای مُردن لازم نیست عزرائیل بیاید
همیــــن که تو نیایی کافـــیست . . .

یکی را آرزو کردی و رفتی / برایش پرس و جو کردی و رفتی
تو هم تا آبرو از من گرفتی / مرا بی آبرو کردی و رفتی . . .
قهـــــــــوه را
تلــــــــــــخ دوست دارم!
.
.
خواستم برایت هدیه بگیرم
گل گفت: که مرا بفرست که مظهر زیباییم
برگ گفت: که مرا بفرست که مظهر ایستادگی ام
بید گفت: که مرا بفرست که مظهر ادبم که همیشه
سر به زیر دارم
به فکر فرو رفتم و سرم را به زیر انداختم به ناگاه
قلبم را دیدم
که بهترین چیز در زندگیم هست
به ناگه فریاد زدم
که قلبم را می فرستم چون
او خود زیباست، مظهرایستادگیست
سربه زیرو با نجابتست
مقدمه
عواملی وجود دارند که ممکن است در آینده باعث نابودی و یا تغییر در شرایط اقلیمی و از بین رفتن حیات در کره زمین شوند. بعضی از این عوامل که زائیده دست بشر است تا گذشتههای خیلی نزدیک اهمیت چندانی نداشت ولی امروزه نمیتوان از آنها چشم پوشی کرد ، مثلا قطعه درختان جنگلی و افزایش دیاکسید کربن اتمسفر و سوراخ شدن لایه ازن. عوامل دیگری نیز وجود دارند که آدمی نمیتواند آنها را کنترل کند و این عوامل طبیعی ممکن است که در آینده باعث نابودی کره زمین شوند. در این مقاله سعی میشود تا حدودی به شرح این عوامل بپردازد.
شکار بی رویه حیوانات ممکن است که باعث نابودی آنها شود مثلا شکار ماموتها توسط انسان با از بین رفتن نسل این حیوان شده است و امروزه فقط اجساد باقیمانده این جانور عظیم الجثه را در میان یخهای سیبری میتوان پیدا کرد. از میان دیگر قربانیها به پرنده قطبی اوک (Auk) باید اشاره کرد که طی 150 سال اخیر شکار گردیده و کلا نابود شده است و روند شکار پارهای جانوران دیگر نیز بسیار خطرناک و هشدار دهنده است. قطعه درختان جنگلی ، پاکسازی بیشه را رها و گسترش کشتزارها و توسعه روز افزون شهرها را نیز باید از جمله عوامل دانش و گریزاندن جانوران از دادگاه خویش به شمار آورد.
در ادامه مطلب...
به تاریخ ۲۱ دسبمر ۲۰۱۲ میلادی زمین یعنی خانه مشترک همه انسان ها یک رویداد بسیار قوی را تجربه می کند. این بار صحبت در مورد سیاره X یا فوران کشنده خورشیدی نیست، بلکه این رویداد در داخل هسته درونی زمین رخ میدهد و باعث یک تغیر مصیبت بار در میدان مغناطیسی که حمایت گر ماست می گردد. در نتیجه ما نه تنها شاهد کاهش سریع استقامت میدان مغناطیسی خواهیم بود بلکه قطب های میدان مغناطیسی هم سریعأ جابجا می شوند ( یعنی قطب شمال مغناطیسی بجای قطب جنوب و برعکس جابجا می شوند.) خوب این پیش بینی برای ما چه معنی می دهد؟ یعنی اگر به پیش گویی ها در مورد سرنوشت شوم باور دارید، متوجه باشید که با جابجا شدن میدان های مغناطیسی، زمین توانایی دفاع در برابر تابش های خورشیدی را از دست می دهد و در برابر مقدار زیاد تشعشات خورشیدی قرار می گیرید. ناوگان عظیم ماهواره های مخابراتی و نظامی از مدار سقوط می کنند و باعث ایجاد هرج و مرج در زمین می شوند. نا آرامی های اجتماعی، جنگ، قحطی و سقوط اقتصادی رخ می دهد و بدون داشتن سیستم GPS یا موقعیت یاب جهانی، تمام هواپیما ها سقوط می کنند…
با استفاده از پیش گویی مایا ها ( اقوامی که بین سالهای ۲۵۰ تا ۹۰۰ قبل از میلاد در محدوده مکسیکوی (مکزیک) امروزی زندگی می کردند و در نجوم تبحر و مهارت زیادی داشتند که در مقاله جداگانه، پیشگویی این قوم برای سال ۲۰۱۲ را برایتان آماده می سازم) به مثابه یک بهانه برای ایجاد روش های جدید و انفجار کننده که در اثر آن سیاره ما ممکن نابود شود، پیش گویان تئوری سال ۲۰۱۲ از جابجایی جاذبه زمین مثل اینکه در سنگ نهفته باشد، استفاده نموده اند. حقیقتأ ب ه علت این است که دانشمندان گفته اند، این اتفاق ممکن در یک دوره چهار ساله اتفاق می افتد. اما دریغا، با اینکه این تئوری یک اندازه حمایت علمی را همراه دارد، هیچ کسی نمی تواند جابجایی میدان های مقناطیسی را که احتمال دارد در روز های آینده و یا در هزاره بعدی اتفاق بیافتد، پیش گویی کند.
اولأ، اجازه دهید تا تفاوت میان جابجاییمیدان مقناطیسی و جابجایی قطب های زمین را برای شما توضیح دهم. جابجایی میدان مقناطیسی تغیر در میدان مقناطیسی زمین است که طی آن قطب مقناطیسی شمال زمین به قطب جنوب مقناطیسی می رود و در نتیجه قطب های مقناطیسی جابجا می شوند. هرگاه چنین اتفاق بیافتد، قطب نمای ما دیگر به سمت شمال نه بلکه به سمت انترکتیکا یا قطب جنوب نشان خواهد داد. اما جابجایی قطب ها که تقریبأ یک رویداد مشابه است چندین بار در دوره تکامل منظومه شمسی ما رخ داده. به گونه مثال دو سیاره منظومه ما از این رویداد متأثر شده و قطب های شان جابجا شده اند؛ مثلأ زهره ( که بر خلاف جهت دیگر سیارات می چرخد، در اثر چند رویداد بزرگ مانند برخورد سیاره ی، قسمت فوقانی آن با قسمت پائین آن جابجا شده) و اورانوس ( که به پهلو می چرخد، در اثر یک برخورد یا به علت اثرات گرانشی مشتری یا زحل از محور خود بیجا شده است). اکثر نویسندگان بشمول (پیش گویان سرنوشت شوم) جابجایی میدان مقناطیسی و جابجایی قطب های زمین را طوری یاد آور شده اند که گویا یک چیز اند. اما مسئله این طور نیست.
نخست در مورد جابجایی میدان های مقناطیسی…
این اتفاق چند بار رخ می دهد؟
دلایل جابجایی میدان های مقناطیسی درست فهمیده نشده، اما این مسئله کاملأ با قسمت درونی زمین ارتباط دارد. وقتی سیاره ما در گردش است، هسته مذاب آهنی آن به راحتی در جریان می باشد و باعث می گردد تا الکترون ها نیز به راحتی جریان پیدا کنند. این حرکت حرارتی، ذرات شارژ یا بار دار میدان های مقناطیسی ای را ایجاد می کنند که مرکز آنها در قطب های شمال و جنوب زمین قرار دارند. این پروسه بنام عملکرد دینام (مولد جریان دائم) یاد می شود که تقریبأ باعث ایجاد میدان مقناطیسی شبیه آهنربا می گردد و به این میدان ها اجازه می دهد تا سیاره ما را کاملأ در داخل خود بپوشاند.
این میدان مقناطیسی با عبور از هسته و پوسته زمین به فضا پیش رفته و مانند کره مقناطیسی یا حباب حفاظتی که همواره در اثر وزش باد های خورشیدی آشفته می شود، زمین را حفاظت می کند. از آنجائیکه ذرات باد خورشید همیشه دارای شارژ می باشد، میدان مقناطیسی زمین آنها را منکسر نموده و به نوک یا نقطه مناطق قطبی جائیکه خطوط میدان مقناطیسی باز می باشد، هدایت می کند و در آنجا بصورت شفق های قطبی دیده می شوند. معمولأ این وضعیت طی چندین قرن ادامه پیدا می کند (یعنی یک میدان مقناطیسی پایدار که از مناطق شمال تا جنوب امتداد یافته)، اما بعضی اوقات دیده شده که میدان مقناطیسی جابجا شده و قوت آن نیز دگرگون می شود. اما چرا این اتفاق می افتد؟
در این جدول جابجایی قطبی زمین طی ۱۶۰ میلیون سال اخیر نشان داده شده. رنگ سیاه= قطبیت نورمال، سفید= جابجایی قطبی.
باز هم ما نمی دانیم. فقط می دانیم که این جابجایی طی چند میلیون سال اتفاق افتاده و بر اساس رسوبات فرو مقناطیسی، این اتفاق آخرین بار حدود ۷۸۰ هزار سال قبل رخ داده. اما یک تعداد مقالات وحشت برانگیز می گویند که جابجایی مقناطیسی ” با نظم کار ساعت” رخ می دهد که این مسئله اصلأ واقعیت ندارد. طوریکه در این نمودار دیده شده، جابجایی مقناطیسی طی ۱۶۰ میلیون سال بصورت نامنظم رخ داده. اطلاعات دراز مدت نشان می دهد که طولانی ترین دوره پایدار میان “جابجایی” میدان های مقناطیسی حدود ۴۰ میلیون سال ( در جریان دوره کرتاسه یا دوران وفور گچ در زمین؛ یعنی ۶۵ میلیون سال قبل از میلاد) و کوتاه ترین دوره آن حدود چند صد سال قبل بوده.
بعضی از تئوری های سال ۲۰۱۲ (پیشگویی های فوق را بنام تئوری های ۲۰۱۲ می گویند) نشان می دهند که جابجایی مقناطیسی به دوره ۱۱ ساله خورشید ارتباط دارد، اما برای حمایت از این گونه ادعا هم هیچ گونه شواهد علمی وجود ندارد. هیچ اطلاعاتی تا هنوز بدست نیامده که ارتباط خورشید و زمین را در تغییرات قطب های مقناطیسی نشان دهد. (خورشید طی ۴٫۵ میلیارد سال گذشته همانند یک ستاره با سوزاندن هیدروژن به هیلیوم بصورت آرام می درخشید و این جریان در واقع نگرانی ما انسان ها را از هر گونه خطر رفع می سازد، چون زندگی در روی زمین به آرامش و پایداری خورشید وابسته است. اما تغییرات منظمی هم طی دوره های کوتاه در خورشید رخ داده که طی آن خورشید فعال و جالب می باشد. این دوره فراز و نشیب در فعالیت خورشید را بنام دوره خورشید یاد می کنند)
بنابرین، تردید تئوری روز رستاخیر در جابجایی مقناطیسی زمین نشان می دهد که این اتفاق با نظم کار ساعت ( بطور منظم) اتفاق نمی افتد و هیچگونه ارتباطی هم به حرکت خورشید ندارد. در هر صورت ما بدهکار یک تکان یا چرخش ناگهانی مقناطیسی نیستیم، چون نمی توانیم پیش بینی کنیم که دفعه بعد کی اتفاق می افتد، اما ظاهرأ این اتفاق ناگوار و خطرناک در گذشته ها بصورت تصادفی اتفاق افتاده است….
حتی به قیمت سنگ شدن
توبه می کنم دیگر برای کسی اشک نریزم
حتی اگر فصل چشمانم برای همیشه زمستان شود
چشمانم را می بندم
توبه می کنم دیگر دلم برای كسي تنگ نشود
حتی چند لحظه (!) قول می دهم
نام كسي را بر زبان نمی آورم
لبهایم را می دوزم
توبه می کنم دیگرعاشق نشوم
قلبم را دور می اندازم
برای همیشه
و به کویر تنهایی سلام می کنم...
مشکل از تو نبود
از من بود
با کسی حرف میزدم
که سمعک هایش را
پیش دیگری جا گذاشته بود . . .
* دوستت دارم "تکیه کلام" تو
بود
و
من بی جهت به آن "تکیه" داده بودم.
نمازش قضا نمی شود
زیارت عاشورا می خواند.
مسجد میرود
پسر با خداییست
لحظه ای دلم گرفت
در دل فریاد زدم باور کنید من هم ایمان دارم
نمازم قضا میشود
ولی لبخند روی لبهای مادرم خدا را به یادم میاورد
دستهای پینه بسته پدرم را دستهای خدا میبینم
زیارت عاشورا نمیخوانم ولی گریه یتیمی در دلم عاشورا برپا میکند
ولی هر روز از آن دخترک فال فروش ...
فالی را میخرم که هیچوقت نمیخوانم
مسجد من خانه مادربزرگ پیر و تنهایم است
که با دیدن من کلی دلش شاد میشود
خدای من نگاه مهربان دوستی است که در غمها تنهایم نمیگذارد
برای من تولد هر نوزادی تولد خداست
هر بوسه عاشقانه ای تجلی او
ای دوست , خدای من و خدای پسر همسایه یکیست
فقط من جور دیگری او را میشناسم و به او ایمان دارم
خدای من دوست انسانهاست نه پادشاه آنها ...

محققان موفق به تولید سوخت پاک هیدروژن از نور خورشید شدند که این امر می تواند نوید ارائه ابزار سودمند ارزان برای تولید سوخت مورد نیاز ماشینها یا تولید الکتریسیته باشد .

محققان دانشگاه روچستر آمریکا ذرات ریزی از کادمیوم و سلنیوم ایجاد کردند که الکترونها را هنگام برخورد با نور، به بیرون پرتاب میکنند. در این هنگام به کاتالیزوری نیاز است تا این الکترونها را به مولکولهای هیدروژن منتقل کند که در نهایت به گاز سودمند H2 ملحق شوند.
در محیط آزمایشگاهی، محققان از کاتالیزور نیکل، آب، چند عنصر و نانوذراتی به همراه یک کلاهک کوچک شیمیایی برای حل پذیری در آب استفاده کردند. هنگامی که نور به نانوکریستالها بر خورد میکند، سیستم ابداعی به راه میافتد و گاز هیدروژن تولید میشود. این روند، بی وقفه و تا عدم قطع آن توسط محققان ادامه پیدا میکند و زمانی که قسمت جذب نور این سیستم رو به خاموشی پیش رود، کل چرخه نیز متوقف میشود.
در فتوسنتز طبیعی، هیدروژنهایی که الکترون دریافت میکنند و از شکافت آب ایجاد میشوند، اکسیژن تولید می کنند.
در سیستم جدید راهی برای شکافت آب وجود ندارد، بنابراین به منظور شکافت آب، از ترکیبی به نام اسید آسکوربیک استفاده شد.
این سیستم ابداعی، بر چندین مانع و محدودیتی که تلاشهای فتوسنتز مصنوعی را تحت تاثیر قرار میدهد، فائق آمده است.
علاوه بر این، سیستم مذکور دارای بقای بیشتر و سازگاری با آب است و عناصر شیمیایی به طور موثری بیش از یک وظیفه را در این سیستم انجام میدهند.
مولکولهایی که نور را مورد بهره برداری قرار میدهند، میتوانند از بسیاری از طول موجهای نوری دیگر تنظیم شوند و این امر از این حیث با اهمیت است که نور خورشید بسیاری از طول موجهای نوری را داراست!
این فرآیند فتوسنتز مصنوعی از نخستین ابداعاتی در نوع خود است که توانسته به مدت چند هفته و بی وقفه سوخت پاک هیدروژنی تولید کند.
این پژوهش در مجله "Science" منتشر شده است.
باسرعت وارد بیمارستان شد وبه پرستار گفت؛خواهش میکنم
به داد این بچه برسید,ماشین بهش زد وفرار کرد...
پرستار؛این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو پرداخت کنید
پیرمرد؛اما من پولی ندارم پدرومادر این بچه رو هم نمیشناسم
خواهش میکنم عملش کنید من پول رو تا شب براتون میارم
پرستار؛بادکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت میکنم
اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت؛
این قانونه بیمارستانه باید پول قبل از عمل پرداخت شود...
صبح روز بعد...
همان دکتر سرمزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به
دیروزش می اندیشید...
شب سردي ست و هوا منتظر باران است
وقت خواب است و دلم پيش تو سرگردان است
شب بخير اي نفست شرح پريشاني من
ماه پيشاني من دلبر باراني من
پاشین ــــــــــ پاشین دیگه
عجبا دوباره دخترا و پسرای وبلاگ خواب رفتن
امتحانا تموم شد بسه دیگه درس خونا

دلم میخواست استاد ریاضیام را پیدا می کردم
و می گفتم هنوز نمودار احوالات من "سینوسی" است
بالا... پایین... بالا رفتیم ماست بود ، پایین اومدیم دوغ بود... این زندگی دروغ بود
ناپلئون: اگر مي خواهيد اندازه تمدن و پيشرفت ملتي را بدانيد ، به زنان آن ملت نگاه کنيد .
بالزاک: حساسيت،عشق،تحمل و فداکاري زندگي زنان را تشکيل مي دهند .
جرجي زيدان: زيبايي زن ثروتي است زوال ناپذير اما اخلاق خوب نعمتي است لايزال .
هرود: زن کودکي است که با اندکي تبسم ، خندان مي شود و با کمترين بي مهري گريان مي شود .
موريس مترلينگ: به هيچ زني بر نخورده ام که حداقل يک نشانه مثبت در او نباشد .
ويکتور هوگو: يک زن کامل کسي است که بداند چگونه فرمانروايي کند .
الکساندر دوما: زناني که مي خواهند مرد باشند زناني هستند که نمي دانند زن هستند .
گوته: زن شريک زندگي و يار ساعات درماندگي است .
شکسپير:يک زن چيزي جز شوهر نمي خواهد اما وقتي به او رسيد همه چيز مي خواهد .
پل ژانه:بزرگترين دشمن زن بي حوصلگي اوست.